چند روزيه كه خيلي دلم گرفته چند روزيه كه خيلي دلم واسه خدا تنگ شده چند روزيه كه دلم
براي خوندن آل ياسين تنگ شده چند روزيه كه دلم بد جوري براي عشقم تنگ شده.آخه اون در
مورد من خيلي اشتباه فكر ميكنه.چند روزيه كه اشكهام بد جوري چشمهامو آزارميدن به خدا فكر
كنم چشمهام ضعيف شده.چند روزيه ...چند روز كه چه عرض كنم چند ماهه كه بد جوري دارم
جون ميدم اما كسي نيست كه دكمه هاي پيراهنم رو باز كنه كه راهت جون بدم آخه كسي نيست
كه كمكم كنه ميگن كسي رو نگذارين با عطش از دنيا بره اما بي معرفت من دارم تشنه جون ميدم
ديگه از خودم مايوسم مثل روزي كه ميرفتم قبرستون.خدايا كي از من بدحالتره مثل اين حالي كه
الان دارم منو ببرن تو قبر بگذارن.آخه من قبرمو آماده نكردم.آخه اين محمدت چيزي واسه اونجاش
جمع نكرده چييههههههههه چرا گريه نكنم؟ چون من مردم آره؟نه مي خوام گريه كنم.خدايا خيلي تنهام
خيلي داغونم.خدايا تو كي ديدي محمد 1:50 دقيقه يه ريز گريه كنه محمدي كه تو عمرش بيش ار 10
دقيقه گريه نكرده آره وقتي ببيني تو ته بي نيازي مادي خيلي تنهاوبدبختي بايدم گريه كني...........
چرا گريه نكنم....همه فكر ميكنن محمد خيلي پسته...همه فكر ميكنن محمد نامرده...
نهههه به خدا من آدم خوبي هستم.به خدا من واسه امام حسين گريه كردم.كميل رفتم.ياسين خوندم
ندبه رفتم...به خدا من حيوون نيستم..به خدا من آدمم...به خدا من گناه دارم....چرا چرا چرا منو درك
نميكني؟؟؟؟/

ززشتيها جدا مي بودم اي كاش
وجودم را نمي آلودم اي كاش
تني را كز گنه فرسوده بودم
به راه دوست مي فرسودم اي كاش

در انتهاي كوچه هاي تنهايي من يك تلويزيون بود ويك اتاق كه پنجره هايش رو به باغچه بود
من دمبال خدا مي گشتم هر روز وقتي از خواب بلند ميشدم نانهايي را كه گذاشته بودم خشك
شونر را به پشت بهغچه ميبردم و با سنگ آن را خورد ميكردم وكنار لانه مورچه هاي زرد
كوچكي كه آنجا لونه داشتند ميريختم ونگاهشان ميكردم يادش بخير ميموندم تا مورچه ها نون
رو تو لونه ببرن اون موقع من دوستي نداشتم و وقتي تلوزيون من مي گفت آيت ا..العظما..
من هم با خودم ميگفتم شايد اين عظما كه قبل اسم اونا ميگن يه انسان خوبه از اون به بعد
من پشت خونه ميرفتم وطبق روال عادت كودكها كه پر از اسرار ورويا توبازيهاشون هستن
شروع ميكردم به صدا زدن وبلند داد ميزدم ((عظما))چند بار صدا ميزدم وتو خيال بچه گونم
شروع به بازي با همبازي خياليم ميكردم وقتي خسته ميشدم ميرفتم و به مورچه هام نون ميدادم
يادمه مادرم ميگفت اين مورچه ها رو خدا آفريده با اين حرفش سريع سراغ تلوزيون ميرفتم
آخه من يه آدمي رو كه چهرش نوراني بود رو خدا ميدونستم كه تو تلوزيون نشونش ميداد
((امام خميني))من هميشه فكر مي كردم اون خداست چون ريشش وصورتش يه جورايي
تخيل كودكيمو به خودش جلب كرده بودوهميشه وقتي ميديدمش با خودم ميگفتم چقدر تلوزيون
خوبه كه هميشه خدا رو نشون ميده.اما يه روز امام خميني مرد.من باورم نميشد كه خدا مرده
ولي حالا كه بزرگ شدم فهميدم كه خدا هيچ وقت نمي ميره.الان يه كامپوتر دارم.الان تلوزيون
سياه وسفيد من حتما مرده.همون تلوزيوني كه هر وقت ياد خدا ميافتادم اونو روشن ميكردم و
منتظر ميشدم تا خدا رو نشون بده.....
من يك كويرم كه ديگر در فكر آمدن باران نيستم يا حداقل باران را از شما نميخواهم
من يك محمد تنهايم كه همدمي نمي خواهم يا حد اقل همدمي مثل شما نمي خواهم
من يك محمدخاموشم واز هيچ كس آوايي نمي خواهم يا حد اقل از شما نمي خواهم
من يك محمدديروزيم.امروز را نميخواهم ياحد اقل از شما نمي خواهم
من يك محمدنه يك خاطره هستم واز هيچ كس دلسوزي نمي خواهم حد اقل از شما نمي خواهم
من يك محمد خسته هستم به من قهوه تعارف نكنيد من قهوه نمي خواهم يا حد اقل از شما نمي خواهم
من يك محمد هستم كه تنها از خدا مي خواهم كه از ميان شما مرا ببرد
من يك محمد هستم كه از نامردي هاي شما خسته شده ام
من يك محمد هستم كه تنهايي را با خدا دوست دارم
من همانم همان جوان پير
من آن جوان پيرم وقت است تا بميرم
space) )
هيچ سرنوشتي از قبل تعيين و نوشته نشده است. شما خودتان مسئول ساختن سرنوشت خود هستيد و ساختن اين سرنوشت را بايد با نيروي ذهني خودتان انجام دهيد نيروي خارق العاده اي كه اصلا نمي دانيد چطور از آن بهره برداري كنيد.
ضمير ناخودآگاه شما بر اساس اطلاعات و پيامهايي كه به آن مي فرستيد باعث ايجاد تمام وقايع زندگي شما مي شود. شما مرتبا در حال فرستادن اطلاعات و پيامهايي به ضمير ناخودآگاه خود هستيد كه 90 درصد آنها بي مصرف و يا به ضرر شماست. با اين وصف جاي تعجب نيست كه عليرغم همه تلاشهايي كه در زندگي از خود نشان مي دهيد اوضاعتان رو به بهبود نمي رود.
پيامهاي شما به ضمير ناخودآگاهتان افكار، عقايد و اعمالتان را تشكيل مي دهد. بنابراين اگر مرتبا نگران وضعيت مالي خود باشيد، شما هيچگاه به موفقيت مالي دست نمي يابيد. به همين سادگي. چنانچه بر اين باور باشيد كه قادر به رسيدن به اهداف خود نيستيد، هيچگاه به آنها نخواهيد رسيد. اگر فرصتهاي موجود در پيرامون خود را كافي ندانيد، هيچگاه به فرصت حقيقي دست پيدا نمي كنيد. اگر به اين باور برسيد كه هيچگاه در زندگي پيشرفت نمي كنيد، هيچ پيشرفتي در زندگي تان رخ نخواهد داد. چنانچه فكر كنيد كه چاق هستيد، هيچگاه قادر نيستيد اضافه وزن خود را از بين ببريد. اگر فكر كنيد كه نمي توانيد، هيچگاه نمي توانيد. چرا؟ از آنجاييكه ضمير ناخودآگاه شما همواره بر روي اطلاعات فرستاده شده از جانب شما كار مي كند چنانچه اين اطلاعات نامناسب باشد آنگاه ماهيت شما نيز نامناسب مي شود. اين اتفاق چگونه رخ مي دهد؟ هنگاميكه ضمير ناخودآگاه پيام شما را دريافت مي كند آنرا به افراد و وقايع مربوط مي كند و در نتيجه موقعيتي بر مبناي پيام دريافت شده بوجود مي آيد. بنابراين اگر به خود بگوييد كه كسب درآمد امري مشكل است، ضمير ناخودآگاه شما فعال شده و شما را به سوي افراد و يا وقايعي سوق مي دهد كه در آن شرايط نتوانيد به سهولت درآمد داشته باشيد.
توجه داشته باشيد كه ضمير ناخودآگاه شما هيچ بند اخلاقي ندارد. بنابراين ضميرتان نمي گويد كه فلان پيامي كه شما برايش ارسال مي كنيد خوب است پس بايد آنرا گزينش نموده و به آن عمل نمايد. و يا از طرف ديگر فلان پيام ارسالي از جانب شما خوب نيست و نبايد به آن عمل نمود. پس ضمير ناخودآگاه قوه تميز ميان خير و شر شما را ندارد و مبناي عمل آن نيز تنها پيامهايي است كه از جانب شما به آن ارسال مي شود همين و بس.
ذكر اين نكته ضروري است كه افكار شما تنها پيامهايي نيستند كه به ضمير ناخودآگاه شما وارد مي شوند. هر آنچه كه به آن معتقديد، مي گوييد و به آن عمل مي كنيد بوسيله ضمير ناخودآگاه شما ثبت و ضبط مي شود. بنابراين تنها با تفكر در مورد اينكه شما مي توانيد، زندگي شما ظرف يك شبانه روز به طرز معجزه آسايي متحول نمي شود. براي اينكه ضمير ناخودآگاه خود را وادار به اعمال تغييرات دلخواه خود نماييد مي بايست راه زندگي جديدي اختيار نماييد. و اولين كاري كه مي بايست در اين خصوص انجام دهيد اين است كه فعاليت ذهنتان را به سمت خود معطوف نماييد
اگر قبلا در اين زمينه كار كرده ايد كه مشكلي نخواهيد داشت وگرنه بهتر است كه براي شروع كار ابتدا تمرينات تن آرامي را انجام داده و بعد به هيپنوتيزم بپردازيد. هنگامي شما وذهنتان در آرامش باشيد بهتر هيپنوتيز مي شويد و سريعتر پيشرفت خواهيد كرد.
براي ريلكسيشن روشهاي مختلفي وجود دارد وشما بسته به ميل و علاقه خود مي توانيد متد دلخواهتان را انتخاب كنيد.
يكي از متدها اين است كه در محلي كه در آنجا احساس راحتي كرده و از آرامش و سكوت نسبي برخوردار است دراز كشيده دستها را در طرفين بدن روي زمين قرار داده و چند نفس عميق ۱-۴-۲ مي كشيم ( با يك شماره بوسيله بيني هوا را بداخل ريه ها فرستاده و تقريبا ۴ برابر اين زمان هوا را در قسمتهاي بالايي سينه نگاه داشته و بعد به اندازه ۲ شماره هوا را با دهان بيرون ميدهيم) اين تنفس سبب رسيدن اكسيژن بيشتر به مغز شده و نوعي حالت بي حالي زيبايي را بدنبال دارد. توجه كنيد كه اين تنفس را بيش از اندازه نبايد انجام داد چون عوارضي كه بدنبال دارد بيشتر از فوائد آن مي شود . بعد از انجام اين تنفسها نوبت به قدرت تجسم ما مي رسد : تجسم مي كنيم ( با تمام وجود حس مي كنيم) كه يك پرتو نوراني پر انرژي ، از قسمت سر ما وارد بدنمان مي شود و به هر نقطه از بدن كه مي رسد آنجا را گرم و سبك و پر انرژي و ريلكس مي كند تجسم مي كنيم انرژي از بالاي سر شروع به پايين آمدن مي كند از پيشاني ، چشمها ، گوشها ، بيني و دهان گذشته و پايين تر مي آيد ، پايين وپايين تر. انرژي وارد گردن ما مي شود و پايين تر مي آيد و ما هر لحظه سبك و سبك و سبكتر مي شويم و انرژيمان هر لحظه بيشتر و بيشتر مي شود. انرژي وارد دستهاي ما شده و آنها را سبك و سبك و سبكتر مي كند . كتف ، بازو ، ساعد ، مچ و انگشتان همه و همه سبك و سبك تر مي شوند ( به تجسمات خود ادامه مي دهيم ) انرژي وارد شكم و اندامهاي داخلي آن شده و همان ماجرا تكرار مي شود. انرژي پايين تر مي آيد از رانها ، زانوها ، ساقها و مچهاي پاهايمان گذشته و تا سر انگشتان ادامه مي يابد و از آنجا به بيرون هدايت مي شود. حال ما سراپا انرژي هستيم و احساس سبكي و نشاط مي نماييم. در اين زمان ميتوانيم القائات ذهني دلخواهمان را روانه ذهن كرده و يا ذهن را آزاد گذاشته تا به هر كجا كه مي خواهد برود. پس از مدتي كه در اين حال و هوا سير كرديم با شمارش معكوس از يك عدد دلخواه تا عدد يك كم كم از اين حالت بيرون مي آييم .
اگرتمرين را بدرستي انجام دهيد به احساس زيبايي خواهيد رسيد و قدرت تلقينات و تجسمات ذهني تااندازه اي براي شما ثابت مي شود.ذكر چند نكته ضروري به نظر مي رسد :
اول اينكه اين تمرين را بيشتر از حد توان خود انجام ندهيد و بيشتر از كشش خود به درازا نكشانيد و براي شمارش كردن هر طور كه دوست داريد بشماريد . ممكن است هر شماره شما يك ثانيه ، سه ثانيه و يا بيشتر طول بكشد اصل فقط حفظ نسبتها مي باشد .
ديگر اينكه براي تلقينات ذهني جملات را به زبان خودتان تكرار كنيد وهمچنين جزئيات ريلكس را به ميل خود انتخاب كنيد مثلا براي تجسم و تلقين شايد يك نفر فقط با گفتن اينكه ((پاي راست من سبك و شل مي شود)) به ريلكس دلخواه در آن قسمت برسد و شخص ديگري براي اين منظوربايدهمه جزئيات را بيان كند. پس چگونگي تلقين وانتخاب جزئيات به عهده خودتان است.
درضمن حتما جملات را در ذهن خود تكرار كنيد و از تكرار آنها باصداي بلند وهمچنين لب زدن خودداري كنيد چون سبب برهم خوردن تمركز مي شود.
خلاقيت شما در هر مرحله زيبايي ريلكس را بيشتر خواهد كرد. براي گرفتن نتيجه بهتر، در طول ريلكسيشن به چيزهاي ديگر فكر نكنيد و فقط روي آرام سازي ذهن و جسمتان تمركز كنيد.
همان طور كه متوجه شديد فقط براي زمانهاي خاصي ازاين روش مي توان استفاده كرد
همان طوركه مي دانيدهرانسان درهرلحظه اززندگي خويش به طورمرتب در حال تابش نوعي انرژي (پرتو)قرارداردكه درشرايط مختلف اين انرژي متفاوت خواهد بود .هنگام هشياري ، بيداري ، فعاليت ، تفكرو...انرژي بتادرحال تابش است كه پرتويي با فركانس مغزي كم است ومربوط به سطح خودآگاه و قسمتهاي بالايي مغزاست. اين پرتوضعيف مي باشد و نمي تواند ما رادررسيدن به اهداف خودكمك كند درعوض پرتوآلفاقوي است ومربوط به سطح نيمه خودآگاه مغزوقسمتهاي پاييني آن است اين پرتودر حالتهاي نيمه هشياري ، آرامش ، استراحت ، ريلكسيشين وهيپنوتيزم تابيده مي شود.دوانرژي ديگرهم وجود دارند كه تتا ودلتا نام داند وبااينكه انرژيهاي بسيار قويتري هستند نمي توان ازآنهااستفاده كرد چون آنها به ترتيب در خوابهاي سبك و خوابهاي عميق تابيده مي شوند!
همان طور كه شما هم با من هم عقيده هستيد براي موفق شدن و رسيدن به يك هدف دوكاررا بايد انجام دهيم اول تلاش جسمي براي رسيدن به آن هدف وبعد تلاش ذهني.در تعريف اين دومفهوم گفته مي شودكه مابا تلاش جسمي به سوي هدف مي رويم درحاليكه با تلاش ذهني هدف رابه سوي خود جذب مي كنيم!!(خوب فكركنيد اين كجا و آن كجا!؟)
موقعي كه ايوان لندل(؟) قهرمان تنيس جهان شد ازاو پرسيدند شما غيراز تمرين كردن چه كارهايي براي موفقيت خودانجام داديد اوگفت كه من در ذهن خود با حريفم بازي مي كردم وازاومي بردم!
متاسفانه خيلي از ماها تو ذهنمون از حريفمون مي بازيم البته جالب است خيلي هااين تلاش راناخودآگاه انجام مي دهند ومتوجه نمي شوند كه همين عمل موجب شكستهاي آنها مي شود چون نتايج تلاش ذهني فوق العاده است . همين آقاي هيلتون آن قدر درذهن خود هتل بازي!كردكه به اين جا رسيد.
براي بهترنتيجه گرفتن از تلاش ذهني به شرايط خاصي احتياج داريم همان طور كه گفته شد انرژي آلفا مناسبترين انرژي است كه مي تواند به ما كمك كند وعلم هيپنوتيزم مارا براي رسيدن به حالت آلفاي مغزي ياري مي رساند.
واما هيپنوتيزم داراي مراحل وشاخه هاي زيادي است كه هر كدام جذابيت خاصي دارندوبراي يادگيري هيپنوتيزم بايد از خود هيپنوتيزم شروع كرد و قبل از آن ريلكسيشين راتمرين كرد.
انرژي دلتا(كه خيلي خيلي قويتر ازآلفاست )غيرازخواب عميق وهنگام بيهوشي وبعضي از بيهوشيهاي ناشي از بيماري صرع

سلام باز هم محمد
خوب طبق قولي كه بهتون داده بودم ميخوام واستون اسرارمونو فاش كنم اما بدونين كسي كه پاك نباشه
نمي تونه وارد اين دنياي شگفت انگيز بشه((اينو بدونين كه هر كسي به اين شانس بزگ دست پيدا نميكنه
گناهان وگمراهي و تقليد از حرفهاي كور كورانه حس پاك شما رو داغون ميكنه
****************مقدمه**********************
************__________________***************
شايد گاهي دوست داشتين كه هر كاري كه دلتون ميخواد رو بتونين انجام بدين.شايد دوست دارين تو اوج غم
يك دفعه به عمق انرژي وارد بشين.شايد گاهي دوست دارين از افكار دوستاتون با خبر بشين.شايد گاهي
دوست دارين يه وسيله داشته باشين كه آدمهاي بد رو به شما نشون بده تا خوبها رو بشناسين.شايد گاهي دوست
دارين اونقدر ريلكس باشين كه از زمين جدا بشين پس حرفهاي محمد رو جدي بگيرين همچين چيزي امكان پذيره
ََََََََََََََََََََ شروع از صفردر جهان هيچ چيز غيرطبيعي وجود ندارد، مگر درك محدود ما از طبيعت. آنچه فكر ميكنيم ميدانيم، تنها قطرهاي ناچيز از اقيانوس دانش است.در گذشتههاي دور، مردم به آنچه برايشان قابل توصيف نبود احترام ميگذاشتند و آنها را معجزه ميناميدند. مدتها قبل، مردم ميتوانستند هاله را ببينند. انسانهاي بسيار مقدس مانند بودا، مسيح و شاگردان بلافصل آنها با هالههايي طلايي در اطراف سرهايشان نقاشي ميشدند، زيرا بعضي از هنرمندان عملاً قادر به ديدن هالهها بودند. در استراليا ( كيمبرلي غربي ) ميتوانيد در غارها نقاشيهاي ما قبل تاريخي با قدمت هزاران سال پيش پيدا كنيد، كه انسانها را با هالههايي طلايي تصوير كردهاند.طبيعت، همهي آن چيزي را كه ما براي ديدن هاله نياز داريم، به ما داده است. همهي آنچه نياز داريم، اين است كه بدانيم چگونه از حواس و آگاهي خود استفاده كنيم. اگر تلاش نكنيد، هرگز قادر به ديدن هاله نخواهيد شد. وقتي خودتان چيزي را ميبينيد، ديگر لازم نيست چشم بسته به ديگري اطمينان كنيد. شما خواهيد دانست، و دانشتان را براي يادگيري بيشتر بكار خواهيد برد. بسياري از انسانهاي بزرگ، از اين موضوع گله داشتهاند كه: ما چشم داريم، اما نميبينيم. بعداً در اين متن به منظور آنها پي خواهيد برد.هر كس تا حدي توانايي ديدن هاله را دارد. به جاي قرار دادن اين توانايي در هالهاي از رمز و راز، تلاش ما در اين جهت است كه به همه نشان دهيم كه چشمهايشان قادر به چه كارهايي هستند. از آنجا كه همه از جمله كودكان، هاله را به يك گونه ميبينند، ما معتقديم، كه اين توانايي بخشي از طبيعت ما است، و ارزش توجه ما را داردهر چيز در جهان تنها يك نوساناست. هر اتم، هر قسمت از يك اتم، هر الكترون، هر ذرهي بنيادي، حتي افكار و آگاهي ما، همه نوسان هستند. ما ميتوانيم هاله را يك نوسان بدانيم، كه هر موجود مادي را احاطه كرده است. اين تعريف براي مطالعهي هاله كافي است، به شرط اينكه بتوانيم خود را به ديدن نوسان هاله عادت دهيم.هالهي اطراف موجودات زنده ( انسانها، گياهان، … ) در زمانهاي مختلف تغيير ميكند و گاهي اين تغيير خيلي سريع رخ ميدهد.هاله اطراف موجودات غير زنده ( سنگها، بلورها، آب، …) اصولاً ثابت است. حقايق بالا بدون هيچ ترديدي، توسط دانشمندان روسي كه در پنجاه سال گذشته، با استفاده از « پديدهي كرليان » پيرامون هاله مطالعه كردهاند، اثبات شده است.هالهي اطراف انسان، تا حدي متشكل از امواج الكترومغناطيس است، كه طيف امواج ميكروويو، از مادون قرمز تا فرابنفش را در بر ميگيرد. به نظر ميرسد كه امواج ميكروويو، با فركانس پايين و بخش مادون قرمز طيف ( حرارت بدن )، مربوط به سطوح پايين فعاليت بدن ما هستند ( ساختمان DNA ، متابوليسم، جريان خون و غيره ). در حالي كه بخش فركانس بالا ( فرابنفش )، بيشتر مربوط به فعاليت آگاهانهي ما است، مانند: تفكر، خلاقيت، اراده، منش، و عواطف. دانشمندان روسي كه در زمينهي مطالعهي هاله، سه دهه جلوتر از هر كس ديگر هستند، كشف كردند كه با تأثير بر هالهي ميكروويو DNA، ميتوان DNA انسان را تغيير داد. بخش فركانس بالا ( فرابنفش )، بسيار مهم و جالب و در عين حال بسيار ناشناخته است. اين قسمت با چشم غير مسلح قابل مشاهده است.


