سلام سلام اي دووستان.سلام اي شكارچيان افق هاي دوستي .سلام اي تنها ربايندگان قلب من در دوستي.كجاييد كه ببينيد چگونه اوضاع را اينجا ميگذرانم/اينجا دوستي ندارم در تنهايي فقط به اين فكر هستم كه با يك زمان باد آورده به كوي خود باز گردم/اينجا از تنهايي ملالي نيست اينجا از دوستي خبري نيست ميخوام تك تك باهاتون صحبت كنم
امير:سلام امير خوبي عزيزم من همون هومن هستم همون هومني كه تمام زندگي رو با تو بودم خوب امير اينجا نيستي كه ببيني اون هومن پر از انرژي اينجا آروم شده يادته زير درخت زرد آلو سنتور مي زديم يادته ساعت 6 صبح مي رفتيم درياچه/مي رفتيم تله همون گروه هميشگي كامي –هومن-سامان-گاهي سعيد-وحيد-نويد-داود-دانيال رفتي سلام منو به كوه ها –درختان-پرندگان-درياچه برسون بگو محمد حتما بر مي گرده
راستي از حسين كرمي چه خبر ديشب خوابشو ديدم ديديش بگو با مرام هومن منتظرته آيدي هم آخر نامه مينويسم
راستي ميلاد كجاس زندس سلام بهش برسون هر كيو ديدي بگو هومن سلام رسوند 3تا بوسش هم بكن برو حال كن اينم 3تا بوس مفتي كامران يادته اون دوران عكس بازي پشت خونتون كپم كپ درين محصول صادرين يادش به خير يادته سگتو با واكس
و عينك آفتابي وروژ لب رديف كرديم يادش به خير ننههه غلام
سعيد.وحيد.نويد÷:سلام خوبين خوب خوبين ديگه دوري من خوش ميگذره چه دوراني داشتيم نه؟روزگار همينجوريه هر سلامي 1 خدا حافظي داره هر چند قانون بديه اما كاريش نميشه كرد
يادتونه چه دوراني داشتيم/هميشه تو خونتون واليبال بازي ميكرديم/هميشه تو فلكه مينشستيم صحبت ميكرديم
با 3 يا 4 تا سوت تو فلكه جمع ميشديم واسه فوتبال يادش به خير عكس بازي/يادته سعيد هميشه سر چك واليبال به مصطفي مي باختيم اونم ميزد
وحيد يادته درياچه خواستي شنا ياد بگيري اومدي وسط آب واسه برگشتن گفتي پس من منم اومدم حلت دادم تا به ساحل رسيدي
اي نويد شانس اوردي در مورد تو چيزي يادم نمياد
يادتونه شبها در مورد جن حرف ميزديم واحضار روح ميكرديم بابا اي ول بود خوب باي باي
راستب تولد خواهرتون رو تبريك ميگم به جاي من گازش بگيرين شوخي كردم اما به جام بوسش كنين
سلام داود:سلام داوود جون خوبي عروسك-ملس-صفا-مرام
خوبي آخ چه زود گذشت داوود از اول عمرمون با هم بوديم
يادش به خير دبستان سر به سر همه ميذاشتيم/يادته از راه كوه ميرفتيم بنت الهدا يادته سر تمرينهاي واليبال سال اول جمالي منو تو رو انتخاب نكرد و اعصابمونو به فنا داد /يادته رفتيم درياچه برگشتن كوه رو آتش زديم/مسابقات بيليارد منو تو مقابل هم افتاديم بعدش نميتونستيم توپ پات كنيم لووج شده بوديم به حسين واسماعيل ودانيالومحمد وابراهيم وامير سلام برسون
رفقاي كوشك را عشق است
good by my frend
id:mohammadspace2000
email:mohamadspace2000@yahoo.com
www.
monikh.blogfa.comwww.bache.bahalaye.keveshk.bligfa.com
see you later
وقتي راه رفتن آموختي، دويدن بياموز. و دويدن که آموختي
پرواز را،راه رفتن بياموز، زيرا راه هايي که مي روي جزيي از تو مي شود
و سرزمين هايي که مي پيمايي بر مساحت تو اضافه مي کند
دويدن بياموز ، چون هر چيز را که بخواهي دور است و هر قدر که زودباشي، دير.و پرواز را ياد بگير نه براي اينکه از زمين جدا باشي، براي آن که به اندازه فاصله زمين تا آسمان گسترده شوي
من راه رفتن را از يک سنگ آموختم ، دويدن را از يک کرم خاکي و پرواز را از يک درخت. بادها از رفتن به من چيزي نگفتند، زيرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمي شناختند! پلنگان، دويدن را يادم ندادند زيرا آنقدر
دويده بودند که دويدن را از ياد برده بودندپرندگان نيز پرواز را به من نياموختند، زيرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشي سپرده بودنداما سنگي که درد سکون را کشيده بود، رفتن را مي شناخت و کرمي که
در اشتياق دويدن سوخته بود، دويدن را مي فهميد و درختي که پاهايش در گل بود، از پرواز بسيار مي دانست آنها از حسرت به درد رسيده بودند و از درد به اشتياق و از اشتياق به معرفت. وقتي رفتن آموختي ، دويدن بياموز. ودويدن که آموختي ، پرواز را راه رفتن بياموز زيرا هر روز بايد از خودت تا خدا گام برداري
دويدن بياموز زيرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوي. و پرواز را يادبگير زيرا بايد روزي از خودت تا خدا پر بزني
شاید باور نکردی آن زمان که گفتم می روم برای ابد رفتم.....هیج گاه جدی نگرفتی که صبح گاهی خواهد آمد که خواهم رفت....آخرین وداعم را دیدی اما باز سکوت کردی.....تنها گفتی کاش امشب بمیرم.....و من در گرداب خاطراتم به تو فهماندم که سخن ات پوچ است.....مرگ تو با رفتن من فرا نمی رسد و این چه زیباست!
و اکنون دیر زمانی است که من رفته ام....گویا هرگز نیامده بودم.....باز چون همیشه خورشید طلایی رنگ طلوع می کندو شبان گاهان ماه نقره فام رخ می کشد در آسمان خیا لت.....اما دیگر سلامی نیست.....

قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست....آه این زمین و سرزمین واسم به جز قفس نیست......
سلام.....
۱:سوال: چند بار به یک نفر فرصت می دی؟....!!!!!!!!
-:جواب: ......عاشقی.....بیشتر از هر کس و هر چیز در دنیا دوستش داری.....تمام لحظات شبانه روز رو به یادش میگذرونی.....خواب می بینی که توی این دنیای به این بزرگی فقط و فقط تویی و اون توی یه دشت بزرگ.....با اون میخندی....می دوی.....نگاه میکنی و......
زمان می گذره....بهت می گه دوستت داره و تو تک ستاره آسمون قلب شی....حالا دیگه تو خوشبخت ترین آدم روی زمینی چون اون و داری......و حاضری به خاطرش همه رو فراموش کنی....و
و یک شب....یک شب سیاه سیاه.....طوفان می یاد طوفانی که کاشانه عشقت رو به یغما میبره....محبوب به تو می گه : وقتی گفتم عاشقتم معنای عشق رو نمی فهمیدم کو ر بودم....اما حالا فرشته زندگیم رو دیدم و عاشق شدم....من اشتباه کردم ....تو نیمه گمشده من نبودی و حالا.......
شاید باور نکردی آن زمان که گفتم می روم برای ابد رفتم.....هیج گاه جدی نگرفتی که صبح گاهی خواهد آمد که خواهم رفت....آخرین وداعم را دیدی اما باز سکوت کردی.....تنها گفتی کاش امشب بمیرم.....و من در گرداب خاطراتم به تو فهماندم که سخن ات پوچ است.....مرگ تو با رفتن من فرا نمی رسد و این چه زیباست!
و اکنون دیر زمانی است که من رفته ام....گویا هرگز نیامده بودم.....باز چون همیشه خورشید طلایی رنگ طلوع می کندو شبان گاهان ماه نقره فام رخ می کشد در آسمان خیا لت.....اما دیگر سلامی نیست.....

قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست....آه این زمین و سرزمین واسم به جز قفس نیست......
سلام.....
۱:سوال: چند بار به یک نفر فرصت می دی؟....!!!!!!!!
-:جواب: ......عاشقی.....بیشتر از هر کس و هر چیز در دنیا دوستش داری.....تمام لحظات شبانه روز رو به یادش میگذرونی.....خواب می بینی که توی این دنیای به این بزرگی فقط و فقط تویی و اون توی یه دشت بزرگ.....با اون میخندی....می دوی.....نگاه میکنی و......
زمان می گذره....بهت می گه دوستت داره و تو تک ستاره آسمون قلب شی....حالا دیگه تو خوشبخت ترین آدم روی زمینی چون اون و داری......و حاضری به خاطرش همه رو فراموش کنی....و
و یک شب....یک شب سیاه سیاه.....طوفان می یاد طوفانی که کاشانه عشقت رو به یغما میبره....محبوب به تو می گه : وقتی گفتم عاشقتم معنای عشق رو نمی فهمیدم کو ر بودم....اما حالا فرشته زندگیم رو دیدم و عاشق شدم....من اشتباه کردم ....تو نیمه گمشده من نبودی و حالا.......





